• 0
  • ۰
  • 33

صحبت های کشیش مسیحی پیرامون کتاب «نیمه قلب من»

صحبت های کشیش مسیحی پیرامون کتاب «نیمه قلب من»

پدر کریستوفر؛ کشیش مسیحی است که مطالعات و تحقیقات جامعی در مورد امامان معصوم (ع) به انجام رسانده و در این زمینه صاحب تألیفات و کتاب‌هایی است که بیشتر آن‌ها برگرفته از منابع شیعی و عربی پیرامون تاریخ اسلام و به‌ویژه واقعه عاشوراست.


به گفته وی، زینب (س) زنی استثنایی است، تا پیش از واقعه عاشورا بانویی مضطرب و حساس توصیف شده ولی در جریان واقعه عاشورا از او زنی مقاوم و شجاع می‌توان سراغ گرفت که سه مرتبه وارد میدان کارزار می‌شود و پس از واقعه نیز نقش رهبری کاروان اسیران را به عهده دارد.

این کشیش مسیحی  درباره روند پژوهشی خود پیرامون کربلا و نقش حضرت زینب (س) در حوادث پس از واقعه عاشورا توضیحاتی داده است.

وی در این زمینه گفت: همه چیز برای من در این زمینه از حضرت زهرا (س) آغاز شد چراکه به این نتیجه رسیدم مگر می‌شود در مورد امام حسین (ع) پژوهش کنی و پیش از آن درباره مادر ایشان مطالعه‌ای نداشته باشی؟ در حیرتم که چرا در مورد کسی که این‌قدر ارادت و محبت نسبت به او وجود دارد، با کتاب جامع و اثر شاخصی مواجه نیستیم؟ چراکه او نقش مبنایی در دوره ابتدایی گسترش اسلام داشته و این کافی است تا درباره شخصیت و مقامات او مطالبی نوشته شود که البته با توجه به اهمیت موضوع من تز دکترای خود را براین محور قرار دادم و کتابی در مورد ایشان نوشتم که تصور می‌کنم  نخستین کتاب درباره زندگی حضرت فاطمه (س) باشد.

پدر کریستوفر تصریح کرد: اما کتاب دوم من و داستانی که در آن روایت کردم از اهمیت بیشتری برخورداراست و ماجرا از این قرار بود که ما یک گروه از اساتید مطالعات عربی و اسلامی در رم بودیم که روزی بر سر میز ناهار در مورد این مسئله بحث کردیم که چرا مسلمانان کتاب قابل ملاحظه‌ای در مورد زنان تأثیرگذار اسلام نمی‌نویسند و مثلاً در مورد زنانی که در کربلا حضور داشتند و نقش به‌سزایی در حوادث آن ایفا کردند که در نتیجه تصمیم بر آن گرفته شد که هر کدام از ما یک خانم را انتخاب کرده و زندگی نامه او را مکتوب کنیم.

وی ادامه داد: من حضرت زینب (س) را برای نگارش کتاب انتخاب کردم چون شناخت خوبی از مادر ایشان داشتم و جالب اینکه تنها کتابی که براساس آن ایده سر میز ناهار به نگارش درآمد کتاب من بود و باقی مسئله را زیاد جدی نگرفتند و من نام کتاب را «نیمه‌ای از قلب من» گذاشتم.

این کشیش مسیحی در مورد وجه تسمیه این کتاب، گفت: در مطالعاتم دیدم که وقتی زینب (س) بدن حسین (ع) را دید و تدفین انجام شد برادر خود را نیمه قلب من خطاب قرار داد، من معتقدم که این اتفاق در جریان واقعه عاشورا رخ داد و البته برخی از محققان آن را به پس از آن و حتی روزهای بعد موکول می‌دانند. در مجموع به شخصه نیمه اول قلب من کتابی بود که برای حضرت فاطمه (س) نوشتم و این کتاب نیز نیمه دوم قلب من است که البته تصور می‌کنم دیگر قلبی برایم باقی نمانده باشد اما این امر دلیل نمی‌شود که من از کتاب نوشتن در مورد بزرگان دین اسلام و مذهب تشیع دست بردارم.

این محقق مسیحی ادامه داد: براساس پژوهشی که انجام دادم مشاهده کردم که زینب (س)، زنی خارق‌العاده است و همچون برادرش حسین(ع) از همه مرزهای دینی و سیاسی فراتر رفته  و به این واسطه او یک الگوی جهانی برای همه ماست.

وی افزود: ما در جریان واقعه عاشورا، این بانوی بزرگ را در سه مرحله مشاهده می‌کنیم که خود را در صحنه نبرد دخالت می‌دهد که البته این رفتار او با آنچه که پیش از واقعه عاشورا از او سراغ داریم دو چیز کاملاً متفاوت است چرا که تا پیش از روز واقعه، زینب (س) بانویی مضطرب توصیف شده است که در مقاطعی همچون شنیدن ورود سپاه دشمن و پیشگویی برادرش از به شهادت رسیدن همه یارانش در واقعه عاشورا، تاب نیاورده و از حال می‌رود.

پدر کریستوفر تأکید کرد: اما در روز واقعه چهره‌ای متفاوت از زینب (س) را شاهد هستیم که همانطور که گفتم در سه مقطع دخالت مستقیم در صحنه کارزار دارد و وارد میدان نبرد می‌شود که علمای اهل سنت نیز بر این موضوع صحه گذاشته‌اند؛ یکی زمانی‌که حضرت علی اکبر(ع) در جریان این واقعه به شهادت می‌رسد، دیگری زمانی که به دستور برادر باید ممانعت از ورود کودکی (عبدالله بن حسن) به صحنه نبرد کند که البته موفق به این کار نمی‌شود چون کودک خیلی سریع خود را به عمویش رسانده تا از او پاسداری و حفاظت کند و وهله سوم زمانی است که برای به چالش کشیدن مردانی که قصد کشتن حسین (ع) را دارند به میدان می‌آید و تاریخ گواه این نکته است که این حضور آنچنان تأثیرگذار است که عمر بن سعد با وجود شقاوت و قساوتی که دارد تاب تحمل دیدن چنین صحنه‌ای را نداشته و به گوشه‌ای رفته و شروع به گریه می‌کند.

وی ادامه داد: همین میزان مرور تاریخ می‌تواند بر ما مسجل کند که نقش او تا چه حد مهم بوده است و البته نقش حضرت زینب (س) پس از جنگ مهم‌تر هم می‌شود چراکه برای مدت کوتاهی رهبری بازماندگان اهل‌بیت (ع) از کربلا به کوفه و از آنجا برای رهسپاری به شام را نیز به عهده می‌گیرد، چراکه در آن زمان امام سجاد (ع) بسیار بیمار بودند و قادر به واکنش سریع به حوادث پس از جنگ نبودند و حتی چندین بار حضرت زینب (س) است که ناجی جان امام (ع) در برابر ابن زیاد و یزید می‌شود.

این پژوهشگر مسیحی اظهار داشت: بر اساس اقوال تاریخی کاملاً مشهود است که چه مقطع سختی را حضرت زینب (س) برای اداره امور و رتق و فتق کاروان اسیران اشتغال داشته‌اند چرا که هنگامه بازجویی و هتک حرمت اهل بیت (ع) بوده است و ایشان خود را سپر بلای چنین هتاکی‌هایی می‌کنند.

وی با اشاره به نقش محوری و کلیدی حضرت زینب (س) در حوادث پس از واقعه عاشورا اذعان کرد: او پس از بهبودی حال امام سجاد (ع) امور مربوط به ایشان را واگذار کرده و خود را ملتزم به امام زمان خویش می‌دانند اما تا پیش از این مقطع جلودار و حامی رنجدیدگانی است که عزیزان خود را در جریان واقعه کربلا از دست داده‌اند که البته باز هم به این نکته تأکید می کنم که وجود مقدس زینب (س) هر چند یک بانوی شجاع و صبور اما  برخی از ویژگی‌های شاخص یک امام را داراست.

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

5 × 2 =