• 0
  • ۰
  • 19

کریستین (یحیی) بونو:

گمشده خود را در اسلام یافتم

گمشده خود را در اسلام یافتم

کریستین (یحیی) بونو یکی از چهره های برجسته علوم اسلامی بود که در سال ۱۹۷۹ با مطالعه آثار رنه گنون فیلسوف مسلمان فرانسوی، به دین اسلام درآمد او در مصاحبه ای گفته است که گمشده خود را در اسلام یافته است.


کریستین (یحیی) بونو، اندیشمند و نویسنده فرانسوی، مترجم قرآن و استاد فلسفه و عرفان شیعی که برای سخنرانی و تبلیغ ایام محرم به ساحل عاج سفر کرده بود به دلیل سانحه دریایی درگذشت.

وی که نام خود را به یحیی علوی تغییر داده بود، در سال ۱۹۵۷ میلادی در شهر فرایبورگ آلمان در خانواده‌ای مسیحی و کاتولیک، متولد شد، به خاطر شغل پدر تا سن ۱۰ سالگی در آلمان و الجزایر می‌زیست و پس از آن راهی استراسبورگ فرانسه شد. میل به عرفان و آشنایی با ادیان شرقی در وجود او بود و از این رو به مطالعه آثار موجود در این زمینه و سفرهای متعدد به اسپانیا، مراکش، ایتالیا، بلژیک، هلند و آلمان پرداخت.
پس از آن او با آثار رنه گنون فیلسوف مسلمان فرانسوی آشنا شد و تحت تأثیر آثار او در سال ۱۹۷۹ به دین اسلام درآمد. سپس در رشته زبان و ادبیات عرب و اسلام‌شناسی به تحصیل پرداخت و در دانشگاه با آثار هانری کربن آشنا شد.
بونو در سال ۱۹۸۷ مدرک پروفسور اگرژه را اخذ کرد و در سال ۱۹۹۵ از رساله دکتری خود تحت عنوان الهیات در آثار فلسفی و عرفانی امام خمینی در دانشگاه سوربون دفاع کرد که در سال ۱۹۹۹ به عنوان پژوهش سال برگزیده شد. وی برای تدوین رساله خود از سال ۱۹۹۱ به ایران آمد و مدت هفت سال از جلسات سید جلال الدین آشتیانی در مشهد، در زمینه فلسفه و عرفان اسلامی استفاده برد. پس از آن هم حدود ۱۵ سال در مشهد اقامت گزید.
وی به تألیف، ترجمه و تفسیر قرآن کریم به زبان فرانسوی هم مبادرت ورزیده است. مؤسسه فرهنگی ترجمان وحی در قم در سال ۲۰۰۰ میلادی ترجمه قرآن وی را منتشر ساخت. از ویژگی‌های این ترجمه، روان بودن به همراهی تفسیری مختصر به ضمیمه واژه‌نامه الفاظ قرآن است.

یحیی بونو در مصاحبه‌ای درباره سیر زندگی دینی و فکری خود می‌گوید: قبل از این که مسلمان بشوم، حتی مسیحی مذهب درستی نبودم. مثل همین اروپایی‌های عادی و معمولی که بیشتر لامذهب هستند و در حقیقت، یعنی عنوان مسیحیت داریم ولی حقیقتش را نداریم. حتی انتصاب درستی به این آیین خیالی مسیحیت نداریم، ولی من تقریبا از مدرسه و از دوران دبیرستان در طلب چیزی بودم. ناراضی بودم از این راهی که جلوی من باز بود. یعنی راهی که درس می خوانیم برای یک کار. برای کار چرا؟ کار برای زندگی مادی؟ به این برنامه خیالی غرب قناعت نکردم و راضی نبودم.

خوب بیشتر در آغاز حرکت آنچه در غرب رواج داشت از ادیان شرقی مخصوصا «بودیسم » و «هندوئیسم » بود و این آیین‌ها را پیگیری می کردند. بررسی می کردند و دنبال می کردند. من هم اینطور، تماس من با فلسفه شرق، اول توسط آیین بودیسم بوده. آن زمان دانشجو نبودم. من درس را اصلا ترک کرده بودم که منقطع بشوم، برای این بحث، در یک فلسفه ماورای طبیعت، یک چیزی که مهمتر از این دنیا و پایدارتر از این دنیا باشد. در جریان این بررسی‌ها در بودیسم کتاب‌های شخصی را پیدا کردم به اسم «اوونه گینو»، یک فیلسوف فرانسوی است که مسلمان شده، شاید از نخستین فرانسوی‌ها که در زمان معاصر مسلمان شدند. ایشان در سال ۱۹۵۱ فوت کرده است. ایشان قبل از جنگ جهانی اول در اوج استعمار، اسلام آورد. این یک خصوصیت مهم بود. او کتاب‌های زیادی درباره اسلام و فلسفه و عرفان نوشته است. من تمام کتاب‌های ایشان را خواندم و با این مطالعات مسلمان شدم. یعنی توسط بحث فلسفی و عرفانی و شاید هم بیشتر عرفانی.

آن وقت تصمیم گرفتم که زبان عربی را یاد بگیرم. در فرانسه الان یک رشته دانشگاهی است که بعدا تخصص پیدا می کند، بعد از لیسانس، مثلا تخصص رشته ادبیات عرب یا رشته زبانشناسی یا رشته تاریخ یا رشته اسلامشناسی. وقتی مسلمان شدم رفتم برای ادامه تحصیل. از مسئله شیعه و سنی و فرق و اختلاف بین این دو هم من اصلا خبر نداشتم. رفتم مسجد برای مسلمان شدن و مسلمان شدم ولی خبر نداشتم که «سنی» چیست و «شیعه» چیست. در این یک سال اول که مسلمان شدم با کتاب‌های استاد (مرتضی) مطهری که شاگرد علامه طباطبایی بودند، آشنا شدم. با تشیع آشنا شدم و دانستم اول که مسلمان شدم، سنی بودم. به خاطر این به فلسفه و عرفان بیشتر گرایش پیدا کردم و به گروه‌های متصوفه که در جهان سنی مذهب هستند، مخصوصا در شمال آفریقا. در این بین با یکی از استادان بزرگ که استاد من هم از کشور مالی بود آشنا شدم. ایشان با این که در گروه تیجانی بود اما در حقیقت شیعه بود و الان فوت کرده است. ظاهرا آنها یک سلسله اساتید بودند که تشیع را مخفیانه در بین شاگردان خصوصیشان ابلاغ می‌کردند. او به من هم توصیه کرد که توسط دامادش، تشیع را انتخاب کنم. من هم از طریق متون عرفانی اصیل شیعه، از متون عرفانی و فلسفی با شیعه آشنا شدم.

یک سال بعد از اسلام آوردن، من تشیع را انتخاب و تمرکز و تفحص در رشته فلسفی و عرفان شیعه کردم. اینطور بود که بعد از گرفتن لیسانس و فوق لیسانس، در رشته تصوف در فرانسه و دانشگاه سوربن تز فوق لیسانس خود را درباره تفسیر صوفی «احمد تیجانی» مؤسس گروه تیجانی در مراکش نوشتم. بعد هم برای دکترا انتخاب کردم که درباره عرفان اصیل شیعه و در مورد نظریات امام خمینی کار کنم.»

یک فرانسوى مسلمان شده همچنین در مصاحبه دیگری، گفت: پس از سیر در فرقه های مختلف و مانوس بودن با عرفان های گوناگون، گمشده ام را در اسلام یافتم.

دکتر یحیی بونو در تشریح روند مسلمان شدنش اظهار داشت: من فرانسوى هستم ولی چون پدرم نظامی بود و به عنوان ماموریت در آلمان به سر می برده است، در آلمان متولد شده ام و در ده سالگی به فرانسه آمدم.

کریستین بونو گفت: از نوجوانی همواره در یک جست وجوى معنوى بودم؛ ابتدا به مسیحیت روى آورده بودم ولی چیزی را که مرا راضی کند، نیافتم؛ وجود یک سری تناقضات میان روحیه ی انجیل و رفتار مردم مسیحی کلیساهای مسیحی خصوصا کلیسای کاتولیک، مرا از این دین دور می کرد.

بونو ادامه داد: به دلیل نیافتن مطلوب خود در مسیحیت از آن کاملا روى برگردان شده و به حرکت هیپی گروىدم. طرفداران این حرکت افرادی بودند که با پشت کردن به تمدن غرب مدرن، دنبال یک گمشده می گشتند.

وى با بیان این که هیپی ها به طرف شرق دور مثل هند و تبت گرایش داشتند، گفت: گاهی نیز گرایشاتی به ایده ی سرخ پوستان در آمریکای لاتین رغبت پیدا می کردم و به طور کلی از ادیان توحیدى، اسلام، یهودیت و مسیحیت گریزان شده بودم.

بونو گفت: در سن ۲۰ سالگی با کتاب های یک فیلسوف فرانسوى به نام «رنه گنون» که از جمله اولین فرانسوى های مسلمان بود، آشنا شدم. ایشان حدود ۲۰ جلد کتاب در مباحث متافیزیک، توحید، نقد تمدن مدرن و نقد معنوىات دروغین نگاشته بود که موجب جلب توجه می شدند.

بونو ادامه داد: کتاب های گنون که مبتنی بر بیان سیر عرفانی عقلانی بود چنان در من اثر گذاشت که ناگزیر از پذیرش اسلام شده و از آن استقبال کردم.

وى که در سن ۲۲ سالگی اسلام را پذیرفته است، یادآور شد: در همین سال ها با آثار هانری کربن فیلسوف بزرگ فرانسوى و نیز شخصیت وکتاب «احمد حمپاته با» استاد طریقه ی تیجانیه که از شیعیان پنهان است، خوى گرفته و مانوس شدم و با تاثیری که این شخص و کتاب هایش در من گذاشت، مذهب شیعه را برگزیدم.

وى خاطرنشان کرد: با وجود علاقه ای که در من نسبت به اسلام پیدا شده بود، در رشته ی زبان و ادبیات عرب و اسلام شناسی مشغول به تحصیل شدم.

این مستبصر فرانسوى با بیان این که تا این سال ها هرگز نام امام خمینی (ره) را نشناخته بودم، افزود: ما تحت تاثیر تبلیغات غرب گمان می کردیم حرکت ایشان صرفا سیاسی و مخالف با گرایش فلسفی و عرفانی بوده و بر اساس خواسته های قدرت طلبانه صورت می گیرد.

وى اضافه کرد: در سالی که می خواستم رساله ی دکترای خود را شروع کنم، یکی از دوستان لبنانی من که صاحب کتاب فروشی بود، دو کتاب از تالیفات امام خمینی(ره) را به من معرفی کرد. این دو کتاب «شرح دعای سحر» و «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه» بودند.

بونو اذعان داشت: وقتی عنوان کتاب حضرت امام (ره) را مشاهده کردم، گمان کردم که شاید این کتاب سیاسی است ولی وقتی آن را کمی مطالعه کردم، دیدم سرشار از عرفان جوشان الهی است.

وى تصریح کرد: چنان شیفته امام (ره) شدم که برای زدودن حجاب از چهره ی ایشان تصمیم گرفتم تز دکترای خود را در زمینه ی آثار فلسفی و عرفانی حضرت امام(ره) ارائه کنم تا این که شاید بتوانم حقی که ایشان بر گردنم داشت، جبران کنم.

بونو با اشاره به این که در آن زمان در فرانسه کسی نبود که استاد راهنمای من باشد، خاطرنشان کرد: یکی از استادان اعلام آمادگی کرد که در مسایل فنی مرا کمک کند ولی همچنان استاد راهنما در مسایل محتوایی نداشتم.

وى گفت: به همین دلیل به ایران سفر کردم و برای اولین بار به دیدار استاد جوادی آملی رفتم. ایشان استاد سیدجلال الدین آشتیانی را به عنوان استاد راهنما به من معرفی کردند. بنده که قبلا نام این استاد را در آثار هانری کربن مشاهده کرده بودم، با شیفتگی به سراغ او رفتم، وقتی به خدمت او رسیدم، به من گفت “شما سه ماه در کلاس ها شرکت کنید و اگر موفق بودید می توانید ادامه ی تحصیل بدهید”.

بونو اظهار داشت: با علاقه ای که به مباحث عرفانی و فلسفی داشتم، هفت سال در محضر درس استاد آشتیانی شاگردی کردم و توانستم رساله ی دکتری خود را به پایان برسانم.

وى با بیان تحقیقات علمی خود در این زمینه گفت: هم اکنون مشغول تالیف، ترجمه و تفسیر قرآن کریم به زبان فرانسوى هستم که جلد اول آن در ۶۰۰ صفحه به چاپ رسید و به عنوان کتاب اول قرآنی سال نیز انتخاب شده است. این مجموعه جمعا در ۷ جلد در یک پروژه ی ۲۰ ساله به اتمام خواهد رسید. ضمن این که مشغول ترجمه ی تعدادی از تالیفات امام خمینی(ره) نیز هستم.

این مستبصر که در برنامه های برون مرزی صدا و سیما به عنوان مبلغ مذهبی مباحث دینی را ارائه می کند گفت: در این برنامه ها ترجمه ی ادعیه و مباحث تفسیری و… به زبان فرانسوى را ارائه می دهم.

وى تصریح کرد: ما باید بتوانیم حجابی که بر چهره ی اسلام در رسانه های غربی کشیده شده است را بزداییم و سیمای ناب آن را عرضه کنیم.

بونو در بخش دیگری ازسحنانش گفت: بنده از آن وقتی که در درس های استاد آشتیانی حاضر شدم، در ایران اقامت کرده ام و هم اکنون محل سکونت اصلی من مشهد است زیرا نمی توانم از امام رضا (ع) جدا شوم.

بونو ادامه داد: البته هر سال چندین بار نیز برای دیدار با دوستان و فامیل و فعالیت های تبلیغی و ادامه ی تحقیقات علمی به فرانسه سفر می کنم و در سال تحصیلی جدید آتی در فرانسه خواهم بود.

وى همچنین به وجود مشکلات زندگی برای مسلمانان در فرانسه اشاره و عنوان کرد: هم اکنون من چون مسلمان شده ام نمی توانم در دانشگاه فرانسه تدریس کنم و با وجود این که توانسته ام بهترین تز دکترا را دریافت کنم، از تدریس در دانشگاه محروم شده ام و حتی کرسی تدریس هانری کربن را به خانمی داده اند که آن وقت هیچ تزی نداشته است.

بونو اضافه کرد: بعضی از مسوولان وزارت آموزش به استادان بنده گفته بودند که اگر فلانی بخواهد تدریس کند به تدریس صرف و نحو عربی در یکی از دبیرستان ها مشغولش می کنیم!

وى با اشاره به این که پس از اسلام آوردن من، عده ای به دست خداوند مسلمان شدند، گفت: سعی کردم معارف اسلامی را به دیگران برسانم و آنان نیز استقبال کردند و هم اکنون نیز مانند من مسلمان هستند.

وى تصریح کرد: بنده در حقانیت این مسیری که نسبت به پذیرش اسلام داشته ام، تردیدی ندارم و آن را با جان و دل پذیرفته ام.

بونو با اشاره به وظیفه ی خطیر مسلمانان در عصر حاضر یادآور شد: ما نباید فرصت ها را بسوزانیم و باید بتوانیم از شرایط وىژه ای که در کشورهای اسلامی مثل ایران و لبنان و عراق پیش آمده، استفاده لازم را کنیم.

وى، بزرگ ترین خطر اسلام را از جانب خود مسلمانان خواند و گفت: دشمنان بیرونی اسلام تا زمانی که می بینند مسلمانان به جان هم افتاده اند و برای قتل یکدیگر اقدام می کنند، خاطرشان آسوده خواهد بود و لازم نمی بینند مستقیما به مبارزه با اسلام برخیزند.

بونو، اختلاف درونی مسلمان و تبدیل آنان به طوائف و فرقه های مختلف را موجب ضعف قدرت مسلمانان خواند و گفت: خاموش کردن این آتش فتنه فقط در دست مسلمانان است و مسلمانان باید با درک موقعیت مهم تاریخی در رفع مشکلات، اقدام جدی کنند.

وى تصریح کرد: جمع میان معنوىت و عقلانیت کلید حل مشکلات مردم و رمز پیروزی تبلیغ اسلام در سراسر جهان است و اولوىت کار باید بر این اساس تنظیم شود.

بونو یادآور شد: صرف بحث های سیاسی و اقتصادی نمی تواند معرف حقیقی اسلام باشد این زبان در خارج از مرزهای ایران سودآور نخواهد بود. از طرف دیگر بیان مسایل عرفانی محض نیز می تواند مضر باشد زیرا قابلیت برداشت های مختلف را دارد. پس باید عقلانیت را ضمیمه ی آن کنیم و با تکیه بر جمع این دو، چهره ی حقیقی اسلام را ارائه کنیم.

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

13 + 2 =