• 0
  • ۰
  • 17

بررسی و تحلیل سیره علمی و عملی علامه ملا عبدالله بهابادی یزدی

دانش و اندیشه بشری در بستر تاریخ شکل‌گرفته و راه تکامل و تطور خود را در فراز و فرودهای آن طی کرده است. تاریخ علم در حقیقت، حلقات انسان‌های سخت‌کوش و فرزانه‌ای است که تار و پود آن را با گوهر جان سرشته و آثار وجودیشان را تأثیرگذار و ماندگار کرده‌اند؛ از این رو اندیشه‌های پسینیان وامدار فعالیت‌های پیشینیان و بزرگداشت عالمان و فرهیختگان هر علم، تکریم آن اندیشه‌هاست.
از طرفی دیگر سیره علمی و اخلاق عملی بزرگان و دانشمندان عرصه علم و عمل دارای ظرفیت‌های بسیار متعالی است که الگو قرار دادن آن نتایج پر برکتی را برای حوزه‌های علمیه و عموم مردم به ارمغان خواهد آورد. بنابراین، مطالعه زندگی علما و ظرفیت‌شناسی سیره علمی و عملی آنها یکی از روش‌های مفید برای فراگیری راه‌های دانش‌ورزی و کسب معنویت است.
شیخ عباس قمی در ابتدای کتاب فوائدالرضویه می‌نویسد:
همانا در مطالعه تواریخ علمای اعلام و مراجعه به تراجم فضلای عالی مقام، لذت و ابتهاجی روی دهد از برای نفس که تشویق کند، انسان را به متابعت آثار ایشان و اقتدای به صالح افعال ایشان باعث شود که به‌اندک زمانی از حضیض جهل به اوج علم و از مرتبه نقصان به مدارج کمال صعود نماید.
علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی; از افتخارات سرزمین کهن و پرآواز ما به شمار می‌آید که در سده دهم (ھ .ق) در زمینه ترویج دانش‌ورزی و علم‌آموزی تلاش بسیار و موفقیت فراوان کسب کرده است. وی علاوه بر تدریس و تدرس در حوزه‌های علمیه اصفهان، شیراز و نجف از طرف سلاطین عصر صفوی سمت خزانه‌داری حرم مطهر امیرالمؤمنین علی۷ را بر عهده داشت. حکایت نقل شده از این اندیشمند متأله، نشان از عظمت معنوی ایشان دارد و نشان دهنده این حقیقت بزرگ است که اشتغالات و دل‌مشغولی‌های علمی ـ اجتماعی وی را از فتوحات معنوی غافل نکرد.
ملاامین احمد رازی درباره ملاعبدالله بهابادی یزدی چنین می‌گوید:
ملاامین احمد رازی ساکن هند در تذکره هفتاقلیم که به سال ۱۰۱۰ق نگارش یافته، در شرح احوالات آخوند ملاعبدالله بهابادی، به استادی وی در فقه و فقاهت اشاره کرده و در بیان مرتبت فقهی آخوند در ذیل عنوان «مولانا عبدالله» چنین می‌نویسد: مهارتش در فن علم فقه به غایتی بوده که می‌گفته اگر متوجه بدان علم گردم، به توفیق الله تعالی، برهان و دلایل عقلی بر مسایل فقهی گفته، چنان علم فقه را مدلّل سازم که مجال چون و چرا نماند.
مقام معظم رهبری در سفری که به استان یزد داشتند در توصیف ملاعبدالله بهابادی یزدی; چنین می‌فرمایند:
در علوم اسلامی، در تفسیر، در ریاضیات، در فقه، در حدیث، شخصیت‌های برجسته‌ای از این منطقه کویری ـ حاصلخیز نیروی انسانی ـ برخاسته‌اند. یزد را دارالعباده گفته‌اند؛ اما اگر یزد را دارالعلم هم بنامیم سخنی به گزافه نگفته‌ایم… مثلا فرض بفرمایید ملاعبدالله صاحب حاشیه، که مال همین بهاباد شماست استاد شیخ بهایی و صاحب مدارک است. صاحب مدارک می‌دانید در بین فقهای ما ـ فقهای متاخرین ـ جزو برجسته‌هاست. استاد علوم عقلیِ صاحب مدارک، همین ملاعبدالله است. این عالم دینی برخلاف آنچه که امروز ممکن است بعضی گوشه کنار تصور کنند در متن فعالیت‌های سیاسی قرار داشت. ایشان متولی آستان مقدس حضرت امیرالمؤمنین علی۷ از سوی سلاطین صفوی بود. آن وقت وضع آن جور بود که آن کسی که رئیس و خزانه‌دار آستان امیرالمؤمنین بود رئیس نجف هم بود. ملاعبدالله صاحب حاشیه حاکم نجف و جالب این است که حکومت در خانواده ملاعبدالله سال‌های متمادی ماند. تا زمان شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و بعد از ایشان خاندان ملالی (ملاها) حکومت می‌کردند.
نوشتار حاضر ضمن معرفی اجمالی این فقیه و اصولی منطقی به تحلیل سیره علمی ـ عملی وی پرداخته است. امید است، این اثر فرصتی مناسب برای تضارب آرا و تعاطی افکار و تجربه‌ای جدید برای تبادل و تعامل بیشتر فرهیختگان و پژوهشگران علوم دینی پدید آورد


ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

10 − 9 =