• 0
  • ۰
  • 25

«نظریه اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان(عج)»

آسیب شناسی اندیشه مهدوی خود موضوع بحث جداگانه ای است که در کتاب تازه منتشر شده دکتر رسول جعفریان «نظریه اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان (عج)» به آن پرداخته شده است.


اندیشه مهدوی در دین اسلام و به خصوص مذهب تشیع عمری به درازای ۱۴۳۳ سال قمری دارد. البته اعتقاد به ظهور منجی در ادیان الهی دیگر و مذاهب گوناگون موجود و یا از بین رفته، وجود داشته است؛ اما در طول تاریخ اسلام برداشت های مختلفی از این اندیشه شده است.

جدای ازمدعیان ظهور که وجود داشته و دارند، یکی دیگر از مباحث اندیشه مهدوی که می توان نوعی آسیب شناسی از آن به دست داد، نظریه اتصال دولت ها به حکومت جهان شمول حضرت صاحب الزمان(عج) است. برخی دولت ها اصلاً با داعیه مهدوی روی کار آمدند، برخی نیز خود را زمینه ساز ظهور می دانستند، برخی هم اگر در دورانی مثل بنی عباس قیام می کردند، مثل سادات حسنی، گاهی خود داعیه مهدوی نداشتند ولی اطرافیانشان چیزهایی برمی ساختند که در تاریخ موجود است.

اما در دوران متأخر، با ظهور دولت صفوی و حمایت گسترده علمای شیعه از آنان که مروج تشیع بودند، دوباره این نظریه در بین بخشی از علما و منشیان دربار پدید آمد که دولت صفوی به دولت امام زمان(عج) متصل می شود. برخی احادیث هم وجود داشت که با تأویل و تفسیرهایی بر دولت صفوی منطبق می شد. مثل کاری که علامه مجلسی در احادیث رجعت کرد.

کتاب «اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان (عج)» به صورت موردی به بررسی این نظریه پرداخته و رساله ای نیز به نام «شرح حدیث دولتنا فی آخر الزمان» از دوره صفویه آورده و به تحلیل آن پرداخته است. البته مؤلف محترم رساله مهم دیگری به نام «مبشره شاهیه» در همین زمینه در دست تحقیق دارند. کتاب فوق پس از یک تحلیل در این زمینه، رساله «شرح حدیث دولتنا فی آخر الزمان» را تصحیح، احیا و تحقیق کرده است. در مقدمه دکتر رسول جعفریان بر کتاب فوق چنین آمده است:

«تاریخ مهدویت های دروغین در تاریخ به قدری زیاد است که شمارش آنها از همه مناطق دنیای اسلام از شرق و غرب اسلامی کار بسیار دشواری است. این امر تا به امروز وجود دارد و حتی در این اواخر شاهد بودیم که در جریان حمله آمریکا به عراق، چندین نفر در آن نواحی با ادعای «مهدویت» یا «باب» شوریدند (مانند «جند السماء») و هنوز هم برخی به کارهای خود ادامه می دهند. در موارد زیادی این جریان با مقاومت علما و مراجع و سیاستمداران اصیل روبرو شد و از میان رفت. فعالیت های امیر کبیر بود که باعث نابودی موقت بابیت گردید. اما مواردی بوده که بانیان آن با جذب توده های ساده دل، توانستند مشکلاتی را ایجاد کنند. پیدایش بابیت و بهائیت که تا به امروز مشکله ای برای جهان اسلام شده است، از همین مجرا بوده است.

دقیقا روشن نیست که در پی چه زمینه هایی، در چند دهه اخیر، تبلیغات در این زمینه توسعه یافته است. شاید یک عامل انکارها و تردیدهایی که روشنفکران در باب مهدویت داشتند و عده ای را برآن داشت تا در این زمینه دست به روشنگری زده و آثاری بنویسند. پیش از آن هم در قرن سیزدهم، و ادامه فعالیت های بهائیان عده ای را برانگیخت تا در این باره مطالب بیشتری بگویند و بنویسند. در کنار آنها، روش هایی که برخی از مبلغان مذهبی در چند دهه گذشته در پیش گرفتند در توسعه آن نقش زیادی داشت….

همه این فعالیت ها بر این پایه بود که در کنار اساس مهدویت به عنوان یک نظریه اسلامی و به ویژه شیعی، فعالیت هایی پدید آید که بسا در انگیزه و انگیخته گرفتار لغزش بود و راه را برای خارج شدن از مسیر صحیح هموار می کرد. اکنون چند سال است که با شدت و حدت بیشتری این مسائل دنبال می شود.

آنچه در اینجا ارائه می شود، مروری بر دیدگاه های مشابهی که کما بیش در تاریخ گذشته ما، به ویژه روزگار صفوی ـ که قرابت ها و مشابهت هایی هم با ما دارد ـ پدید آمده است. تنها تأکید نویسنده این است که اظهار نظر در این حوزه های دینی، خیلی عوامانه شده و در واقع از دست مراجع دینی خارج شده است. این در حالی است که نوع این مطالب به ویژه علائم ظهور که غالب آنها با اشاره به رخداد خاصی از قیام های معترضان در گوشه وکنار بلاد در مشرق و مغرب ساخته شده، و کلیدهایی است که با اندکی توجیه هر قفلی را به ظاهر باز می کند، باید با منطق پژوهشی خاص خود مورد ارزیابی قرار گیرد. تنها اگر بنا باشد نام شهر محل ظهور را از روایات و نقل های برجای مانده درآوریم، باید حضرت حجت ـ سلام الله علیه ـ همزمان از ده ها شهر ظهور کند! البته برای برخی همین هم نشانه جعل نخواهد بود، اما به هر حال عقل سلیم هم باید جایگاهی داشته باشد.

نظریه اتصال دولت صفوی به دولت مهدی (عج) به عنوان یک نظریه، با توجیهات مختلف در تمامی دوره صفوی یعنی طول دویست و سی سال به ویژه دوره اخیر آن مطرح بوده است. نمونه هایی که در ادامه خواهد آمد، مطلبی است که تقریبا به ترتیب تاریخی بیان خواهیم کرد. این موارد نیاز به نقد کردن ندارد، زیرا همان گونه که یک عالم شیعه در دوره زندیه ابراز کرده، تاریخ خود به خود باطل بودن آن را ثابت کرده است. بنابراین انگیزه مرور بر آنها صرفا برای عبرت و توجه کسانی است که این قبیل اظهار نظرها را بدون انگیزه های خاص و بیشتر با دلی ساده یا از روی ساده لوحی مطرح می کنند. آنان توجه داشته باشند که تأکید بر ظهور نزدیک، آن هم با اسم آوردن از اشخاص و افراد، چیزی شبیه همین مواردی است که در اینجا ملاحظه می کنند، نمونه هایی که با گذشت زمانی نه چندان دور که همه آبها از آسیاب افتاد، نتیجه ای جز وهن مذهب، نزد جوانان و خنده طعنه زنان نخواهد داشت.»

فهرست مطالب کتاب «نظریه اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان (عج)» به ترتیب زیر است: مقدمه، اساسی ترین هدف توجیه مشروعیت سلطان برابر فقها، بالا گرفتن مباحث مربوط به رجعت و علائم ظهور در اواخر دوره صفوی، آراء درباره نظریه اتصال، رساله در شرح حدیث «دولتنا فی آخرالزمان»، هدف از نگارش این رساله، «کل اناس دوله و دولتنا فی آخرالزمان»، استناد شاه اسماعیل به حدیث دولتنا فی آخرالزمان، استناد به حدیث دولتنا در میان برخی از مورخان برای دولت شاه اسماعیل، تطبیق روایت دولتنا بر شاه عباس صفوی، تطبیق روایت دولتنا بر انقلاب اسلامی، مروری بر محتوای رساله حاضر، متن رساله، اما بعد، چرا دولت طهماسب دولت آخر زمانی است؟، تاریخ جلوس با لفظ آخرالزمان یکی است، یازدهم [هفتم]، دوازدهم [هشتم]، فهرست منابع.

مشخصات کتاب: «نظریه اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان (عج)» به ضمیمه «شرح حدیث دولتنا فی آخر الزمان»، رسول جعفریان، تهران، انتشارات علم، ۱۳۹۱، ۸۰ صفحه، ۴۵۰۰ تومان.

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

شانزده − 9 =