• 0
  • 0
  • 31

سلفی گری و وهابيت آل سعود آينده ای در يمن ندارد

سلفی گری و وهابيت آل سعود آينده ای در يمن ندارد

عربستان چه بخواهد و چه نخواهد یمن با فرهنگ زیدی و میراث معتزلی و شیعی و زیدی خود شناخته است. هزار سال تاریخ و فرهنگ این کشور را نمی توان با تخریب و کشتار پایان داد و یا نادیده گرفت. سلفی گری راهی به سرزمین اعتزال و تشیع ندارد.


یمن بعد از اسلام سهم مهمی در فرهنگ و تمدن اسلامی داشته و دارد. بسیاری از صحابه و تابعین و علمای صدر اول از مفسران و فقیهان و محدثان از یمن بوده اند. در یمن البته مذاهب مختلف فقهی و کلامی همواره حضور داشته، از مذهب شافعی که همینک نیز در جنوب یمن مذهب فقهی غالب است تا مکتب اشعری. با این وصف فرهنگ مذهبی و فکری و تمدنی یمن را باید در زیدیه یمن جستجو کرد. دولتی که الهادی الی الحق یحیی بن الحسین در یمن پایه گذاری کرد بیش از هزار سال دوام آورد، گاه در کل یمن و گاه در صنعاء و یا برخی نقاط دیگر یمن. بعد از آنکه عثمانی ها یمن را تصرف کردند اتحاد دوباره یمن مرهون زیدی ها بود. زیدیه تنها یک مکتب فقهی و مذهبی نیست. زیدیه بستر تشیع در یمن است و فرهنگ شیعی یمن سابقه اش حتی از دولت زیدی هم بیشتر است. زیدیه یک مکتب فکری و فرهنگی است، فرهنگی شیعی و تفکری بر پایه خردگرایی معتزلی و شیعی. عمده فرهنگ مکتوب یمن بعد از اسلام مرهون علمای زیدی آنجاست. اصلا یمن را نمی توان بدون این فرهنگ شناخت. مدارس، آموزشگاهها، سنت های آموزشی، ادبیات مکتوب و شفاهی و فرهنگ عمومی یمن یا از زیدیه است و یا متأثر از زیدیه است. حتی شافعیان یمن هم از زیدیه تأثیر گرفته اند. بخشی مهم از فرهنگ شافعی در یمن و جنوب آن مرهون علمای سادات و اشراف است که با فرهنگ شیعی و صوفیانه پیوند خورده. اسماعیلیان در یمن هم که معلوم است شیعی اند و بخشی از فرهنگ این کشورند.
عربستان سعودی و وهابیت همواره در دوران کوتاه شکل گیری هویت سیاسی دولت نوپای سعودی مخالف این وضع در یمن بوده و دست کم از نقطه نظر فرهنگی نمی تواند فرهنگ شیعی و معتزلی یمن که بن مایه اش با وهابیت و تفکر سلفی گری و غیر معتزلی مخالف است را تحمل کند. گاه البته در دهه های میانی سده بیستم عربستان از دولت امامت در یمن به دلائل سیاسی گذرا حمایت می کرد اما همه همت فرهنگی و فکری خود را همیشه برای رد و سرکوب و پایان دادن به تفکر شیعی و معتزلی زیدی در یمن مصروف داشته است. در همین جنگ کنونی بر علیه یمن شاهدیم که چگونه فرهنگ و میراث فرهنگی و کتابخانه ها و آثار باستانی و قدیم یمن حاقدانه ویران شد. قبل از این جنگ، سعودی ها با تجهیز و سرمایه گذاری در یمن و حتی در شهر صعده تلاش می کردند تفکر سلفی خردسوز خود را جای تفکر معتزلی و زیدی شیعی تبلیغ کنند. صدها کتاب بر علیه زیدیه منتشر می کردند و مدارسی در شیعی ترین نقاط یمن برای تبلیغ سلفی گری و وهابیت برپا کردند و داعیه ها و مبلغان آنها فرهنگ طائفه گری و تفرقه برانگیزی مذهبی و تکفیری و تفسیقی و ضد شیعی خود را از طرق مختلف در یمن پمپاژ می کردند.
عربستان چه بخواهد و چه نخواهد یمن با فرهنگ زیدی و میراث معتزلی و شیعی و زیدی خود شناخته است. هزار سال تاریخ و فرهنگ این کشور را نمی توان با تخریب و کشتار پایان داد و یا نادیده گرفت. سلفی گری راهی به سرزمین اعتزال و تشیع ندارد.
وهابیت، ايدئولوژی واپسگرای حاکميت سعودی به مثابه منبع اصلی مواد خام برای هرگونه افراط گرایی مذهبی و سیاسی و عامل اصلی انتشار افراط گرایی دينی در دهه های اخير
آگاهان می دانند که افراط گرایی مذهبی و آنچه به اسلام سیاسی بنیاد گرا در چند دهه اخیر معروف شده یکدست نیست. برخی گرایش جهادی دارند و برخی دیگر بر جنبه های تبلیغی تأکید می کنند. شماری گروه ها بیش از آنکه سیاسی باشند افراط گرایی مذهبی با مایه های تکفیری و ضد شیعی تند دارند و برخی بیشتر سیاسی اند و دلمشغولی آنها امر قدرت است به نام حکومت خدا بر روی زمین. در این میان کسانی نظرشان صرفا تطبیق شریعت بوده و گروه هایی با اندیشه های تکفیری هرگونه مشروعیت را برای حکومت و تمدن بشری نفی می کنند و اندیشه های جهاد و هجرت را ترویج می کنند.

من سی سال است روی تاریخ مذهب و فکر در اسلام کار و مطالعه می کنم. تقریبا بیشتر منابع اصلی و آثار حنابله و اصحاب حدیث را خوانده ام. همچنین آثار ابن تیمیه را. وهابیت ریشه در ابن تیمیه دارد. منتهی ابن تیمیه سوادش خیلی بیشتر از محمد بن عبد الوهاب بود. روایت محمد بن عبد الوهاب از اسلام و تمدن و سهم خرد بشری در فهم دین خیلی ابتدایی و مبتنی بر درکی سطحی از منابع دینی بود. وهابیت امروز درکش از اسلام از درک محمد بن عبد الوهاب هم پایین تر است. علاوه بر اینکه گروه های مختلف وهابی از افکار سلفیان غیر وهابی هم در طول چند دهه اخیر تأثیر گرفته اند، تأثیراتی درباره افکار جهادی و تکفیری و در راستای ایده اجرای شریعت و مقابله با هرگونه فکر تمدنی جدید. هر چه هست میراث وهابیت یکسره تکفیر و ردیه نویسی بر دگر اندیشان و اشعریان و معتزلیان و شیعه و فلاسفه و متکلمین است و اینک نیز انکار تمدن جدید.
با وجود اینکه وهابیت سنتی با گروه های سلفی جهادی و یا سلفی دیگر و حتی شماری از گروه های اسلام سیاسی مانند اخوان المسلمین و اقمار آن تفاوت دارد و گروهای محافظه کار آنها با اندیشه های اسلام سیاسی چندان همدلی نشان نمی دهند و با وجود اینکه امروزه در عربستان سعودی میان گروه های مختلف وهابی از نقطه نظر بحث های سیاسی و در نسبت با اسلام سیاسی و تفکرات جهادی اختلاف نظر وجود دارد اما یک چیز مسلم است و آن اینکه به عنوان یک متخصص در تاریخ مذاهب اسلامی معتقدم وهابیت سنتی و محافظه کار منبع اصلی نشر پیش زمینه افکار تمامی این گروه های افراطی است. در واقع ماده خام اندیشه های گروه های جهادی و تکفیری را در تمام منطقه و جهان اسلام همین وهابیت سنتی تأمین و پمپاژ و تزریق می کند. کافی است نگاه کنید به فتاوی و منشورات مفتیان رسمی وهابیت و ببینید چه درباره دگر اندیشان و تمدن جدید می گویند و چگونه شیعیان و معتزله و اشعریان و صوفیان را تکفیر و یا تفسیق و تضلیل می کنند، هرگونه فکر جدید را بدعت می انگارند و هرگونه تظاهرات متفاوت اندیشگی و مخالف با سنت ادعایی خود را بدعت و یا حتی کفر و شرک می خوانند. گروه های سلفی دیگر که در ظاهر با وهابیت سنتی در مخالفت هستند از آن مواد خام برای شکل دهی به افکار و اندیشه های تکفیری و جهادی خود بهره می گیرند.
باری وهابیت ماده خام افراطی گری مذهبی را در دنیا تأمین می کند…

حسن انصاري
عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

3 + هفت =