• 0
  • 0
  • 73

نزول و عروج قرآن در ماه رمضان در بیانات آیت الله وحید خراسانی

نزول و صعود قرآن در ماه رمضان گوشه‌ای از بیانات آیت الله وحید خراسانی پیرامون ماه مبارک رمضان … آنچه اين ماه را بين همة شهور ممتاز كرده، دو مطلب است. آن دو مطلب اين است كه يك قرآن در اين ماه نازل شده و يك قرآن در اين ماه بالا رفته است. نزول آن […]


نزول و صعود قرآن در ماه رمضان
گوشه‌ای از بیانات آیت الله وحید خراسانی پیرامون ماه مبارک رمضان

… آنچه اين ماه را بين همة شهور ممتاز كرده، دو مطلب است. آن دو مطلب اين است كه يك قرآن در اين ماه نازل شده و يك قرآن در اين ماه بالا رفته است.
نزول آن قرآن و عروج اين قرآن ناطق، ماه رمضان را اكسير احمري كرده كه خاصيت قلب و انقلاب در او پيدا شده است.
روز بيست و يكم رمضان، وقتي از سر قبر برگشتند، امام حسن بن علي منبر رفت. كلمة امام كلمه‌اي است كه قالب معناست، نه كم است و نه زياد. من خلاصة تعبير را مي‌گويم. منتها هر كلمه‌اي برقي است كه انواري از آن پخش مي‌شود.
امیرمؤمنان سابق بر اولین و آخرین
آن شب شبي بود كه قرآن نازل شد و شبي بود كه عيسي به آسمان رفت؛ در این شب كسي رفت كه اولين بر او سبقت نگرفتند و آخرين او را درك نمی‌كنند! كسي رفت كه هر وقت به ميدان مي‌رفت، جبرئيل طرف راستش بود و ميكائيل طرف چپش!
اين كلمات چيست؟ يك كلمه‌اش را فكر كنيد: «اولين» و «آخرين». دائرة «اولين» از کجا شروع مي‌شود؟ از آدم، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي . مهم اين است كه امام فرمود: كسي رفت كه اولين نتوانستند در اين ميدان بر او سبقت بگيرند. او در این میدان قدم زد و بر همه سبقت گرفت. اين وضعش با اولين است.
اما با «آخرين». آخرين كيان‌اند؟ تا قيامت چقدر جواهر عباد از اين معدن انسانيت، پيدا شده و مي‌شود. فرمود: كسي رفت كه در آخرين هم، احدي او را ادراك نمي‌كند! حالا اين كیست؟!
حدیثی از احمد بن حنبل در منقبت امیرمؤمنان
رسول خدا فرمود: يا علي، اگر نبود كه می‌ترسم مسلمانان دربارة تو همان را بگويند كه مسيحيان دربارة عيسي گفتند، در مقام تو چيزي مي‌گفتم كه وقتي راه بروي، خاک زير قدم تو را به تبرک بردارند.
يك وقت علامه مجلسي این حدیث را مي‌گويد؛ يك وقت احمد بن حنبل مي‌گويد! اين حديث را درك كنيد!
معناي اين حديث اين است: اگر پرده از مقام تو برداشته شود، همچنان كه مسيحيان بعد از نزول انجيل به تثلیث مبتلا شدند و عيسي را تافتة بافتة از خدا پنداشتند، اگر من مناقب تو را بيان كنم، مسلمانان هم به همان گرفتار مي‌شوند.
اين حديث نشان مي‌دهد كه آنچه از فضائل امیر مؤمنان گفته شده، در مقابل آنچه كه كتمان شده ناچيز است. آن حضرت كيست؟! ایشان چه وجود مقدسی هستند؟ اين حديث را خوب درك كرديد؟! پيغمبر چه گفته كه باز نگفته‌اش مانده؟
انبیای اولو العزم عصارة عالم و امیر مؤمنان عصارة انبیا
اما آنچه را پيغمبر بیان فرموده، از احمد بن حنبل نقل مي‌كنم كه براي هر ملحدي حجت باشد.
احمد بن حنبل کسی است كه ذهبي دربارة او مي‌گويد: «شيخ الاسلام [و] سيد المسلمين في عصره»، همان کسی كه اعتبارش پيش شافعي در اين حد است. از رسول خدا چنین نقل مي‌كند:
«هر كس اراده دارد آدم را در علمش ببيند، نوح را در عزمش ببيند، ابراهيم را در حلمش ببيند، موسی بن عمران را در فطنتش ببيند، عيسی بن مريم را در زهدش ببيند، «فلينظر إلی علی بن أبی طالب»
اگر گفته اين است، پس نگفته چيست؟!
به اتفاق تمام مسلمين، سادات عالم وجود، انبيای اولو العزم هستند. شاخصة هر يك از اين‌ها چيست؟ شاخصة نوح عزم است؛ شاخصة ابراهيم حلم است؛ شاخصة موسي فطنت موسي است؛ شاخصة عيسي زهد عيسي است. عصارة عالم اين چهار نفر است و عصاره اين چهار نفر، علي بن ابي طالب است! اين از طريق عامه است! از خاصه بگذر.
اولین مظلوم
شيخ در «مصباح المتهجد» در زيارتش جمله‌ای را نقل می‌کند: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ أَنْتَ‏ أَوَّلُ‏ مَظْلُومٍ»
آیا مظلوميت فوق اين ديگر تصور مي‌شود؟! خود احمد بن حنبل از پيغمبر نقل می‌كند، عصارة تمام انبيا و مرسلين علي بن ابي طالب است. آيا به چه جرمي بايد اولین شخصیت عالم وجود بعد از پیامبر ، در ردیف اين سه نفر قرار گرفته و شخص چهارم بعد از آن‌ها باشد؟!
این از چهار پیامبر اولی‌العزم. اما نفر پنجم باقي مانده که پیامبر خاتم است. در «قرآن مجيد» که بالاترين كتاب هدايت است فرمود: (وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ).
امیر مؤمنان از پیامبر و پیامبر از امیر مؤمنان است
و در «صحيح بخاري» که بالاترين دفتر نزد اهل تسنن است آمده است: «عَلِيُّ مِنِّي وَ أَنَا مِن عَلَيَّ».
با نوح چنين، با ابراهيم چنان، با موسي چنان، با عيسي چنين، با خاتم پيغمبران اين چنين!
در ماه رمضان فرمود: يا علي! هر كس تو را بكشد، مرا كشته. ‌خوب دقت كنيد! هر كس تو را بكشد، مرا كشته، يعني چه؟ يعني روز بيست و يكم اين ماه، روز قتل خاتم پيغمبران است! وظيفة همة شيعيان اين است كه آن روز عزاي پيغمبر را بگيرند. معني اين كلمه نه تنها براي عامة شيعه، بلکه براي اهل سنت اين است كه آن روز، روز عزاي پيغمبر است.
بعد دليل آورد و فرمود: يا علي! چون روح تو از روح من است، طينت تو از طينت من است. خلاصه، بدن تو از من است، جان تو هم از من است؛ روز مرگ تو هم، روز مرگ من است.
منبع: سایت معظم له (آرشیو سخنرانی ها)

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

پنج + 1 =