• 1
  • 0
  • 34

حجت‌الاسلام سبحانی تشریح کرد؛

چرا امامت محور تقریب مذاهب است/ بعد معرفتی و فکری؛ ریشه اصلی اختلافات

چرا امامت محور تقریب مذاهب است/ بعد معرفتی و فکری؛ ریشه اصلی اختلافات

رئیس بنیاد فرهنگی امامت با بیان اینکه نباید ابعاد سیاسی و اجتماعی را در تقریب نادیده بگیریم گفت: این موضوع به معنای نادیده گرفتن مباحث اندیشه‌ای و معرفتی در تقریب مذاهب نیست و اگر بر محور امامت گفت‌وگو صورت گیرد، کمک به تقریب مذاهب خواهد بود.


حجت‌الاسلام محمدتقی سبحانی، رئیس بنیاد فرهنگی امامت، امروز ششم آبان‌ماه در نشست علمی «بازخوانی نظریه وحدت و تقریب بر محور امامت»، گفت: برخی معتقد بودند بحث امامت چون از صدر اسلام اختلاف‌انگیز بوده با تقریب و وحدت سازگاری ندارد ولی با تبیین درست این مقوله، بحث تقریبی در این زمینه پذیرفته شده و پارادوکس ظاهری راه را بر گفت‌وگوی تقریبی بر محور امامت نبسته است.

وی با بیان اینکه محور وحدت براساس قرآن کریم، اعتصام به حبل الله است و اجمالا اصل وحدت بر محور ارزش‌های صحیح قابل پذیرش است، افزود: البته نوعی خلط معنایی در مقوله وحدت شده است که باید مرز آن تبیین شود. سه رویکرد یعنی اتحاد امت و ملل اسلامی، وحدت به معنای همزیستی اجتماعی مسلمین و به قول اعراب التعایش السلمی و تقریب بین مذاهب را در این عرصه داریم و نباید بین این سه مفهوم خلط کنیم زیرا هر کدام از اینها مخاطب خود را دارد.

استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: مخاطب وحدت تقریب بین مذاهب، عالمان و اندیشمندان و متفکران هستند و اساساً با روشی که در دو نوع وحدت دیگر یعنی تعایش و همزیستی اجتماعی داریم کاملاً متفاوت است، لذا بحث ما وحدت از طریق تقریب است. از نگاه بنده، تقریب بین مذاهب، یک پروژه نیست بلکه یک پروسه است، ایجاد سازمان کنفرانس اسلامی و مجمع تقریب یک پروژه هستند ولی وحدت و تقریب در قالب یک پروژه قابل تعریف نیست.

وی تأکید کرد: اساساً تقریب یک پروسه است یعنی باید فرایندی را برای آن پیش‌بینی کرد و کنشگران این صحنه را شناسایی و مورد تأمل قرار دهیم و برنامه بلندمدت برای آن داشته باشیم.

سبحانی با اشاره به نظریه تقریب بر محور امامت، بیان کرد: باید تلاش کنیم عامل اختلاف را از طریق بررسی ریشه‌ها بشناسیم و آن را برطرف کنیم؛ این نظریه معتقد است که ما می‌توانیم با رفع اختلافات امت اسلامی و به انزوا کشاندن اهل تکفیر و تعصب و غرض‌ورزی‌ها، زمینه همفکری و همگرایی‌ عناصر اصلی جهان اسلام در بعد معرفتی و علمی را فراهم کنیم و این مدعای اصلی ماست.

استاد حوزه و دانشگاه با برشمردن استدلالات خود بر ضرورت دنبال کردن وحدت بر محور امامت، گفت: پیامبر(ص) در سیره عملی و نظری و قرآن کریم به عنوان منبع و مرجع برای ما، دستورات مهمی در بحث وحدت دارند؛ قرآن کریم دستور فرموده‌ است که اگر در مواردی اختلاف بین شما رخ داد به پیامبر رجوع کنید؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا»(۵۹ نساء) قرآن راهکار حل اختلاف را تسلیم در برابر پیامبر(ص) می‌داند و همه باید آراء و خواست شخصی خود را کنار بگذارند و از پیامبر(ص) اطاعت کنند.

وی اضافه کرد: سؤال این است که آیا پیامبر برای بعد از خود در اختلاف امت نگران بودند یا خیر؟ تاریخ نشان می‌دهد یکی از دغدغه‌های اصلی ایشان همین اختلاف بوده است؛ خلیفه اول و دوم برای بعد از خود نگران بودند آیا پیامبر به اندازه آنها دغدغه امت اسلامی را نداشتند؟ پس مسئله خلافت و امامت ظرفیت بحث تقریبی را دارد.

سبحانی افزود: دلیل دیگر ما عقلی و عقلایی است؛ عرف عقلا وقتی بر سر چیزی اختلاف دارند با کدخدا منشی آن را حل می‌کنند و ریشه اختلاف را می‌یابند و از این طریق راه حل می‌دهند؛ اگر ریشه اختلاف بین شیعه و سنی، امامت است معقول این است که ببینیم ریشه این اختلاف در چیست و چرا بین شیعه و سنی در این زمینه اختلاف ایجاد شده است.

دلایل عقلی و تاریخی برای تقریب

وی افزود: دلیل دیگر هم تجربه تاریخی است؛ از نظر تاریخی یکی از عوامل مهم در همگرایی نسبی مباحث حول امامت بوده است یعنی اگر قرار باشد فیلم تاریخی امت اسلامی را از ابتدا، یعنی سقیفه و حکومت اموی نگاه کنیم، شاهد لعن علنی و رسمی بنی امیه نسبت به امام علی(ع) هستیم ولی کم کم علمای اسلامی به هم نزدیک شده و با هم گفت‌وگو کردند.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفت: احمدبن حنبل اولین کسی است که پذیرفته امام علی(ع) را جزء خلفای راشدین بیاورند؛ تاریخ بین شیعه و علمای معتزله نشان می‌دهد که گفت‌وگو توانست تعاطف و وحدت زیادی ایجاد کند و می‌تواند بحث بر سر امامت، محور تقریب باشد. ابتدا معتزله بغداد و بعد علمای معتزله بصره قائل به افضلیت امام علی(ع) شدند و این نتیجه یکسری گفت‌وگوها بود.

سبحانی همچنین با اشاره به مشکلات وحدت بعد از پیدایش انقلاب گفت: باید ریشه‌های سیاسی، اجتماعی و نگرشی که به خصوص بعد از انقلاب به وحدت ایجاد شده را به حساب بیاوریم و از آن غفلت نکنیم، مسائلی مانند اینکه اختلافات شیعه و سنی جنبه سیاسی و اجتماعی بیشتری به خود گرفته و توده برف اختلاف به بهمن بزرگی تبدیل شده و جراحات زیادی را بر شرق و غرب جهان اسلام ایجاد کرده است ولی این به معنای نادیده گرفتن بعد معرفتی نیست.

وی افزود: شناخت درست از زندگی آرام و توأم با اخلاق را نباید با مقوله تقریب مذاهب اشتباه بگیریم. در واقع گام نخست این است که این مقوله پیچیده را از این کلاف سردرگم تا حدودی باز کنیم؛ قطعا مسئله نزاع میان شیعه و سنی را نباید به برخی موضوعات تقلیل داد ولی بر این باور هستم که نگاه به دین و منابع یعنی قرآن، روایات و مقولاتی مانند امامت ریشه خیلی از اختلافات است و  سیاست آمده که اختلافات را پررنگ کند، جریان سنی متعصب در همین چهار دهه گذشته یکی از بنیادهای اختلاف را در مباحث فکری  و معرفتی گذاشته و نسبت به شیعه آشفته‌نمایی و سیاه نمایی کرده که شاید برابر با همه دوران‌های قبل از انقلاب باشد.

رئیس بنیاد امامت تصریح کرد: وقتی ما از نقطه اختلاف حرف می‌زنیم بحث تکتف و احکام نیست بلکه امامت یک نگره اساسی است و نگاه ما نسبت به سیاست و اجتماع و قرآن و شخص پیامبر(ص) متفاوت از اهل سنت است زیرا آنها نگاهشان به امامت، خلافت و ریاست است؛ الازهر اگر مبارک روی کار باشد تبعیت دارد، مرسی بیاید پیمان می‌بندد و وقتی سیسی آمد باز هم تبعیت می‌کنند؛ معتقدم این نگرش محصول بینش تاریخی و معرفتی است؛ آیا روشنگری نسبت به این موضوع یعنی خلافت ارزش محور و قدرت محور ضروری است یا خیر؟ آیا وظیفه ما فقط تلاش‌های میدانی و اجتماعی است؟

سبحانی اظهار کرد: هر کسی اندکی با دنیای اسلام و علمای سنی آشنا باشد می‌داند ما چیزی به عنوان عالم سنی نداریم و گرایشات و طوائف مختلف به خصوص در دنیای جدید وجود دارد؛  امروز رئیس الازهر عالمی مانند علمای دیگر است و در درون خود الازهر هم جریاناتی مخالف با رئیس الازهر داریم. در حوزه شیعی قم هم انواع قرائات را نسبت به تقریب و محوریت امامت داریم بنابراین نمی‌توان گفت که کل اهل سنت از یک انباشت تاریخی و سیاسی  برخوردار است.

خلط در انواع وحدت

وی گفت: امروز در شبه قاره و در دیوبندیه که عالمان آن جز متعصب‌ترین افراد علیه شیعه بودند انشعاب ایجاد شده و خودشان معترفند که در جهاتی حق با شیعه است؛ نقطه تمرکز در تقریب بین مذاهب بر چیست؟ مشکل ما در تئوری تقریب خلط مسائل است؛ عالمان را در کنار سیاستمداران جمع می‌کنیم و در ابتدا هم بیانیه سیاسی می‌خوانیم لذا معلوم است تقریب در این منطق شکل نمی‌گیرد، بنابراین نباید میان مقولات اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و فکری و اندیشه‌ای خلط کنیم.

سبحانی تصریح کرد: مسئله امت اسلامی از چند گفت‌وگو و اعتقاد عبور کرده و بحث حذف فیزیکی و تکفیر و تغییر مرزهای زندگی و حیات در جهان اسلام است؛ آیا واقعاً علمایی که در حوزه شیعه و سنی هستند این صحنه‌ها را رقم می‌زنند یا پیاده‌نظام تکفیر، بدنه اجتماعی است؟ در مصر جریان سلفی توسط حزب النور اداره می‌شود که متخصصان برجسته رشته‌های فنی و پزشکی و درس خوانده اروپا و آمریکا هستند و بدنه اجتماعی مصر را با خود همراه کرده‌اند. همچنین پیاده‌نظام داعش و طالبان و جیش الاسلام سیاستمداران و عالمان نیستند بلکه بدنه اجتماعی هستند.

وی تأکید کرد: جریانات متعصب، این انگاره را دامن می‌زنند که شیعه از اصول اساسی اسلام عبور کرده و امامت را در شکل بد و زشت معرفی کرده و قرآن را طبق نظر خود تفسیر می‌کنند. نظریه تقریب بر محور امامت قصد دارد فضای سیاه موجود را تبدیل به گفت‌و‌گو کرده و گام‌های بیشتری بردارد کما اینکه تجارب تاریخی هم داریم.

پررنگ کردن مباحث معرفتی در تقریب

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی علیزاده نجار، دبیر علمی این نشست در سخنانی گفت: بعد از مرگ جمال‌الدین برخی شاگردانش کوشیدند اندیشه وی را در قالب تقریب مذاهب استمرار ببخشند که محمدعبده آن را در مصر ادامه دادند و بعدها مؤسسه دارالتقریب شکل گرفت.

وی افزود: اگر چه در بدو این جریان و شروع دارالتقریب بیشتر مسئله وحدت با حمایت آیت‌الله بروجردی و ورود ایشان جنبه معرفتی و فکری پیدا کرد ولی باز در اثر اختلافات سیاسی بین ایران و مصر، این روابط بهم ریخت و دارالتقریب تعطیل شد و تاکنون با خلأ و نگاه نادرستی روبرو هستیم؛ البته مجمع جهانی تقریب زحمات زیادی کشیده و برکاتی داشتند ولی به نظر می‌رسد جای کار فراوانی وجود دارد.

علیزاده بیان کرد: نگاه دارالتقریب قبل از ورود آیت‌الله بروجردی، سیاسی و اجتماعی بود ولی ورود ایشان سبب شد تا نگاه معرفتی و اندیشه‌ای حاکم شود و بزرگانی از اهل سنت مانند شلتوت و از شیعه مانند کاشف الغطاء هم وارد این مقوله شده و مباحث را به صورت معرفتی دنبال کنند؛ شرف‌الدین الفصوص المهمه را نوشت و تبیین عقاید را در دستور کار قرار داد و معارف مشترک بین شیعه و سنی را به بحث گذاشت و آثار پربرکتی را عرضه کرد و کاشف الغطاء و علامه عسکری هم بر ریشه اختلاف یعنی مباحث معرفتی و عقاید انحرافی دست گذاشته و تصحیح کتب را راهکار اصلی در رفع اختلاف دانستند.

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

دو × 4 =