• 0
  • 0
  • 67

دانش کلام و علوم انسانی بی نیاز از یکدیگر نیستند

دانش کلام و علوم انسانی بی نیاز از یکدیگر نیستند

حجت الاسلام والمسلمین دکتر سبحانی با تأکید بر این که علم کلام و علوم انسانی در روش شناسی، موضوع و اهداف با یکدیگر متفاوتند، گفت: دانش کلام و علوم انسانی دو عرصه مستقل ولی نیازمند هم هستند.


حجت الاسلام والمسلمین «محمدتقی سبحانی» در نشست علمی مجازی «نقش متقابل دانش کلام و علوم انسانی» از سلسله نشست های همایش مجازی «علوم انسانی- اسلامی، پژوهش و فناوری» که امروز(چهارشنبه 26 آذر) از سوی پژوهشگاه قرآن و حدیث برگزار شد، در تبیین معنا و مفهوم علم کلام و همچنین علوم انسانی اظهار داشت: دانش کلام به دنبال اصول و مبانی اندیشه دینی، تبیین جهان شناسی، انسان شناسی و عرصه های خداشناسی بوده و بینش و گرایش انسان را به سمت جهان انسان و گذشته و آینده هستی مشخص می‌کند.

 

موسس موسسه البیان للتواصل و التاصیل افزود: از سوی دیگر علوم انسانی بیشترین سهم را در شناسایی و تبیین واقعیت های اجتماعی و در جهت مدیریت شرایط اجتماعی و تغییر وضع موجود به وضعیت جدید نظریه پردازی می‌کند.

 

وی بیان داشت: اگر قرار باشد این دو دانش را تبیین کنیم باید بگوییم که علم کلام از یک سوی بینش و نگاه انسان را به هستی از منظر دینی تعیین می‌کند و از سوی دیگر با علوم انسانی به عنوان مجموعه ای از دانش ها مواجهیم که در افق گشایی برای فردای نقش آفرین است.

 

حجت الاسلام والمسلمین سبحانی با بیان این که ما با دو نقطه مرکزی و گریز ناپذیر در حوزه معرفت امروزین مواجه هستیم، گفت: از یک سو با علم کلام مواجهیم که هیچ ساحتی ازحیات انسان از آن مغفول نیست و هیچ گروهی نیست که به کلام مرتبط نباشد چون می خواهد حقیقت خودش و جهان و گذشته و آینده هستی را بداند و نمی‌تواند بدون تلقی از جهان و هستی زندگی کند و از سوی دیگر بدون شناخت دقیق از وضعیت عینی و راه های پیشرفت آینده یعنی علوم انسانی نمی‌تواند زندگی کند.

 

حجت الاسلام والمسلمین سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: بنده در یکی از آثار خودم ظرفیت های دانش کلام را در حوزه علوم انسانی مطرح کرده ام و به نوعی ظرفیت شناسی علوم اسلامی در علوم انسانی را نگاشته ام که توسط مجمع عالی حکمت منتشر شده است و کار دیگری که انجام شده تبیین ظرفیت های تمدنی علم کلام در هشت گفتگوی علمی است که توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی چند روز قبل منتشر شده است و در این کتاب نیز تلاش شده تا مباحث حوزه مطالعات تمدنی با نگرهای کلامی تبیین و تشریح شود.

 

موسس موسسه البیان للتواصل و التاصیل با طرح این سؤال که علم کلام و علوم انسانی دو علم مستقل هستند یا هم پوشانی دارند، گفت: بنده از نظریه استقلال این دو دفاع می کنم و برای آن سه دلیل و سه جهت می آورم و عقیده دارم که این دو همچنان باید مستقل باقی بمانند و یکی کردن این دو نیز ناصواب است؛ نخست به لحاظ روش شناسی است چراکه علم کلام دارای روش شناسی اصولی نقلی است ولی علوم انسانی این گونه نیست.

 

استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: هرچند در علم کلام از امری به نام تجربه و مطالعات تاریخی یا حتی نظریه های روانشناسی اقتصاد و جامعه شناسی و روانشناسی می توانیم بهره بگیریم ولی به طور کلی نمی‌توان علم کلام را یک علم تجربی دانست، از طرف مقابل دانش های علوم انسانی غالبا تجربی هستند و به اموری جزئی و عینی می پردازد و در جریان زمان مکان است.

 

وی با بیان این که روش شناسایی این علوم تجربی بوده و شامل استقراء و فرضیه و آزمون و نظریه و پیش بینی می‌شود، گفت: بدون تردید روش شناسی علم کلام تا این حد با تجربه سر و کار ندارد؛ اما جهت و حوزه دوم استقلال این دو عرصه در ارتباط با بث موضوع شناسی است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه سخنان خود خاطرنشان ساخت: چراکه علم کلام از موضوعات کلان و بنیادی در حیات انسان برخوردار است و با مسائل جاری به معنای جزئی کاری ندارد ولی موضوعات علوم انسانی علی الاصول موضوعات جزئی است و گزاره های عام آن نیز ناظر به همان موارد جزئی است و در نهایت اصول و چارچوب و نتایج و اهداف و برون داد این دو ساحت هم متفاوت است.

 

موسس موسسه البیان للتواصل و التاصیل یادآور شد: البته مسائلی که بیان شد به معنای جدا سازی کامل این دو از هم نیست؛ بله درست است که موضوعات علم کلام و علوم انسانی به لحاظ خرد و کلان با یکدیگر فرق می‌کند ولی مسأله های این دو دانش در حوزه انسان یکسان می‌شود، همچنانکه علم الهیات با توسعه دامنه و گستره خود، موضوعات و مسائل علوم انسانی را زیر پوشش می گیرد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر این که گرایش های مضاف در الهیات دلیلی بر مدعای همراهی این علم با علوم انسانی است، گفت: کلام در برخی از ساحت ها به عرصه های علوم انسانی تنه می زند، همچنانکه در جاهایی به علومی همچون جامعه شناسی و علوم تربیتی می پردازد، بنابراین باید تأکید کنیم که الهی دانان و متکلمان با صاحبان علوم انسانی هم اشتغالات واحد دارند و هم به هم نیاز دارند.

 

حجت الاسلام والمسلمین سبحانی در پایان تصریح کرد: بنابراین روشن می‌شود که علم کلام با علوم انسانی دو علم مستقل است و هرگز نمی توانیم این دو را یکی فرض کنیم چراکه در سه جهت با هم متفاوت هستند، ولی این به این معنا نیست که این دو ساحت با هم قهر کرده و ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، از این رو می توانیم به روشنی نقش علم کلام در علوم  انسانی و علوم انسانی در علم الهیات و کلام را با پژوهش و جستجو به دست بیاوریم.

ثبت دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

چهار × دو =